مؤلف مجهول

61

شرح قصيده برده ( فارسي )

در روى خوب او زياده ميكنى . شعر : بآفتاب بماند مگر بيك معنى * كه در تأمّل او خيره مىشود ابصار [ بيت 50 ] 50 و كيف يدرك في الدّنيا حقيقته * قوم نيام تسلّوا عنه بالحلم و چگونه دريابند در دنيا حقيقت او را ، گروهى كه خوابيده‌اند و قناعت كرده‌اند ازو بخوابى . [ بيت 51 ] 51 فمبلغ العلم فيه أنّه بشر * و أنّه خير خلق اللّه كلّهم پس غايت دانايى ما در او آنست كه او آدمى است ، و آنكه او بهترين خلايق خداى است ، از تمام خلايق . يعنى : چگونه دريابند در دنيا حقيقت ذات محمّد را قومى و جماعتى كه در خوابند ، و قناعت كرده‌اند از آن حضرت به آنچه مردمان در خواب بينند . النّاس نيام فاذا ماتوا انتبهوا . « 31 » پس مبلغ و غايت دانستن اهل دنيا از كمال محمّد آنست كه او بشرى است ، و بهترين تمام خلايق است . امّا آنكه حقيقت كمال و

--> ( 31 ) . از كلمات امير المؤمنين على ( ع ) است كه جاحظ در صد كلمهء خود آورده است ( شرح صد كلمه از ابن ميثم بحرانى ص 54 و شرح عبد الوهاب ص 5 و شرح رشيد وطواط ص 3 و 4 ) .